على بن حسين واعظ كاشفى

376

رشحات عين الحيات ( فارسي )

شيخ برهان الدين آبريز رحمه اللّه تعالى : از اولاد و احفاد « 1 » بابا آبريز بوده است وى « 2 » نيز جذبه قوى داشته است و مريد باب ماچين « 3 » است كه بزرگى بوده است از ماچين « 3 » كه بولايت شاش آمده و در تاشكند ساكن شده ، حضرت ايشان فرموده‌اند كه نوبت اول كه حضرت « 4 » سيد قاسم تبريزى قدس سره « 5 » بسمرقند آمده بودند « 6 » شيخ برهان الدين بديدن ايشان رفته است ، اتفاقا حضرت سيد مربع نشسته بوده‌اند و اصحاب جمع بوده‌اند ، شيخ برهان « 7 » را اين نوع نشستن از ايشان خوش نيامده است گفته است كه شما شيخيد « 8 » وقتى كه مربع نشينيد مريدان شما خواهند خسبيد ، از شما اين نوع نشستن مناسب نيست و در آن باب مبالغه كرده ، اصحاب سيد بوى در مقام خشونت شده‌اند و وى مبالغه خود را نگذاشته تا وقتى كه حضرت سيد را به دو زانو درآورده و بعد از ساعتى حضرت سيد به طهارت خانه درآمده‌اند و از هر طرف اصحاب « 9 » چون مير مخدوم و حافظ سعد سياف « 10 » و غير ايشان بشيخ برهان « 11 » آغاز تعرض كرده‌اند و سخنان مشكل توحيد از وى پرسيده ، وى گفته من اين‌ها - نمىدانم ، اين مقدار مىدانم كه باغبان حضرت سيد سه « 12 » روز ديگر مىميرد و بعد از آن حضرت سيد را مرض فلج عارض مىشود « 13 » و از آن مجلس برخاسته « 14 » و بيرون آمده ، و چون حضرت سيد از طهارت‌خانه بيرون آمده‌اند پرسيده‌اند كه اين عزيز كجا « 15 » شد ، اصحاب قصه را بازگفته‌اند و حضرت سيد ايشان را بر آن تعرض ، ملامت كرده‌اند و چون سه روز از اين صحبت گذشته باغبان مرده و هوا در آن چند روز به‌غايت گرم

--> ( 1 ) - بر : او اولاد باباى آبريز ( 2 ) - مى : چپ : و وى نيز ( 3 ) - بر : باب ما حين ، مى : باب ماجين - مج : باب ماجنين ، نسخه بدل چپ : بابا ماچين ( 4 ) - بر : كه سيد قاسم ( 5 ) - مى : قدس اللّه سره ( 6 ) - مى ، چپ : بوده‌اند ( 7 ) - مى : چپ : برهان - الدين را ( 8 ) - مى : كه شما كه شيخيد وقتىكه مربع ( 9 ) - بر : اصحاب سيد چون ( 10 ) - مى : و حافظ سعد سياق ، چپ : و حافظ سعد سيان ( 11 ) - مى : برهان الدين ( 12 ) - مى : بعد از سه روز ديگر - بر : ( بعد از ) در بالاى سطر نوشته‌اند ( 13 ) - بر : مرض فلج درمىيابد ( 14 ) - مى : برخاست و بيرون آمد و ( 15 ) - بر : كجا رفت .